|
ایجاد دکترای حرفه ای فیزیوتراپی dpt
|
امروز نامه ای از استاد هاشمی به دستم رسید جهت روشن شدن سایر همکاران
فیزیوتراپیست آن را به نظر سایر دوستان می رسانم.
با سلام به فرجود عزیز
خواستم همکاران بدانند که اگر حدود سال های ۱۳۸۰ در کنگره در مورد dpt بطور علنی
سیاست پیگیری و اجرائی را مطرح کردم حتما" موضوع قبل از آن هم در فکر من بوده یعنی
زمانیکه هیچ کس نمی دانست dpt چیست؟
مجله انجمن فیزیوتراپی ایران سال سی ونهم شماره چهارم زمستان ۱۳۸۳
سرمقاله
DPT
وقتي فيزيوتراپي بعنوان يكي از رشته هاي گروه پزشكي در ايران تاسيس شد و فعاليت
خودرا آغاز كرد شرايط پيشرفت تكامل برنامه هاي اجرايي و برخورد با مشكلات وقتي قابل
درك و قضاوت مي شود كه اجبارا"در آن روزگار زندگي كرده باشيم تا شاهد هزار و يك برخورد
مي بوديم.
ظهور رشته اي جديد از گروه پزشكي آن هم خيلي خيلي نا آشنا و غريب مثل هر
چيز تازه اي حتي در محيط جانداران حس شناسايي تملك حس آشنا شدن حس حريم را
بر مي انگيزد.
در عين حال هر پديده جديدي سعي دارد كه در مقابل اين عكس العمل ها به جاي خود
شناسي و تكامل به فكر آن باشد كه متحمل صدمه كمتري شود.بنابر اين يك تازه وارد يا نمي
تواند و يا نمي گذارنداستعداد هاي خود را نشان دهد . گذشت زمان لازم است تا موجوديت
بتواند ولو بدون حريم تائيد شود.
وقتي نياز مطرح باشد نياز گسترش پيدا مي كند و اين يك فاكتور مهم براي ايجاد حس ايمني
و پذيرش است و با استفاده از همين حس مي توان هر از چند گاهي خودي نشان داد.براي
رسيدن به جايگاه واقعي و رسيدن به چند پله بالاتر و اعلام موجوديت كه با قله فاصله زيادي
دارد باز هم ضربه ها و حملات ادامه مي يابد .
دراين سال هاي آغازين كه حفظ حريم سخت تر و تجاوز به حريم هم بيشتر بود براي رسيدن
به جايگاه واقعي نگاه به پله هاي طي شده و ترميم زخم ها اجتناب ناپذير و ترس از سقوط
شرط بقا بود.
طي كردن راه صعود به طرف جايگاه واقعي و صدمه خوردن بايد
طبيعي قلمداد شود ولي افسوس هنگامي است كه صدمه خوردن
از درون باشد
در حدود سالهاي ۱۳۵۹ براي اولين بار در ايران فكر ايجاد دوره فوق ليسانس فيزيوتراپي بتدريج
و با طي مسير اجرايي و اداري آن امكان پذير گرديد و با مشورت آقاي دكتر حسن مظاهري
اولين درخواست گسترش آن به دانشگاه داده شد.آنچه سالهاي بعد از تقاضا و شروع آن
مشاهده گرديد از اهداف بدور ماند ولي مهم اجراي آن بود كه انجام پذيرفت.
در سالهاي بعد از آن وقتي پيش نويس تاسيس يك دوره دكتراي حرفه اي فيزيوتراپي براي
اظهار نظر به من داده شد.بعد از چند حاشيه نويسي در آخرين صفحه كه چند سطر فضا براي
اظهار نظر تعيين شده بود در يك خط و با اين مضمون نوشته شد:همه چيز پيش بيني شده
ولي آنچه ندارد بيمار است و اين پيش نويس عودت داده شد.
ارتقاء در يك رشته درماني وقتي در تمام ابعاد مفيد است كه آموزش در كنار درمان بيمار باشد.
در دو سال قبل يعني سالهاي ۱۳۸۱-۱۳۸۰ وقتي يكي از اهداف انجمن يعني حركت بسوي
دكتراي حرفه اي فيزيوتراي در افتتاحيه كنگره ساليانه مطرح شد . بازهم همان پيش نويس و
همان جمله در ذهن پديدار شد .
پيشنهاد تاسيس دوره دكتراي حرفه اي فيزيوتراپي بعد از كسب مجوز استقلال زخم هاي
آغازين را به ياد مي آورد .ولي امروز در كنار پيشرفت هاي خوب در جمهوري اسلامي ايران
حقانيت ها هر چند دير هنگام ولي دست يافتني شدند و روندپيشرفت تا رسيدن به تعداد ده
دانشكده فيزيوتراپي در كشور قابل تقدير است .
نبايد براي رسيدن به اهداف مانع و مخالف را خود ايجاد كنيم چون فرصت و انرژي را
مي بايست صرف فاكتور هاي خارج از رشته نمود .ضربه زدن و ضربه خوردن از درون و از خود
روند پيشرفت و رسيدن به اهداف را دو چندان كند خواهد كرد .
ضربه حرفه اي هميشه درد دارد بويژه بداني كه ضربه ها آگاهانه هم باشد.
فيزيوتراپيست محسن هاشمي
رئيس انجمن فيزيوتراپي ايران