|
ایجاد دکترای حرفه ای فیزیوتراپی dpt
|
تحقيق روي موسيقي و درد
Rider بيان مي كند موسيقيهايي كه باعث آرامش مي شوند ( موسيقيهاي آرام )، براي شرايط دردناك مفيدترند تا موسيقيهاي محرك. اين موضوع مي رساند كه موسيقي با ريتم آرام مي تواند به بدن و ذهن آرامش ببخشد. Bailey پيشنهاد مي كند كه موسيقي ممكن است از طريق تقويت آرامش، تغيير خلق و احساس تسلط بر موقعيت، درد و رنج را درمان كند.
تركيب موسيقي و فيزيوتراپي
اعمال فيزيوتراپي كه باعث از بين رفتن درد مي شوند، بطور اوليه تكنيكهاي modulation حسي هستند و عمدتاً جنبه فيزيكي درد را درمان مي كنند. فيزيوتراپي مرسوم، يك درمان فيزيكي است كه هدفش بهبود كيفيت مراقبتهاي بهداشتي مي باشد. به هر حال، ما بايد به دنبال دستيابي به روشهايي كلي تر و همه جانبه براي درمان باشيم. ترويج موسيقي به عنوان جزيي از درمان، نه تنها ابعاد روان شناختي درد را مورد توجه قرار مي دهد، بلكه ما را قادر مي سازد كه ديدگاهي جامعتر در مراقبت از بيمار داشته باشيم.
مهار درد با رسيدن دو تحريك حسي بطور همزمان به مغز افزايش مي يابد. Melzack & Wall فكر مي كردند كه سلولهاي بينابيني T در سيستم عصبي مركزي تحت تأثير عوامل زيادي قرار مي گيرند. استفاده از موسيقي، همانگونه كه منجر به آسودگي و كاهش ميزان ترس و افسردگي مي گردد، مهار درد را نيز افزايش مي دهد. بعلاوه، تمركز كاهش يافته و خاطره هاي ناخوشايند قبلي محو مي شوند. در همين زمان ارتباط بين بيمار و درمانگر بهبود مي يابد. مدل تركيبي همچنين مي تواند سيكل درد را قطع كند. سيكل درد با قرار گرفتن در فشارهاي عصبي و ترس، قويتر مي گردد. علاوه بر اين، موسيقي موجب افزايش اندورفين ها در مغز شده كه خود باعث تغيير خلق مي شود و در نهايت در تقابل با رفتارهاي منفي عمل مي نمايد. بنا براين موسيقي موانع و سدها را برمي دارد و اجازه مي دهد كه تكنيكهاي رفع درد در درمان فيزيوتراپي از اثر بيشتري برخوردار باشد.
نتيجه گيري و نتايج تحقيق:
روشن است كه اين شروع يك استفاده وسيع و بسيار مفيد از موسيقي به عنوان يك وسيله در حوزه فيزيوتراپي مي باشد ؛ بخصوص در مواردي كه مشكل بيمار درد و اضطراب است. موسيقي مي تواند در ميزان بهبودي كمك كننده بوده و بنابراين در ذخيره وقت و هزينه مؤثر باشد. تغييرات معنا داري در تجربه درد توسط بيمار در اولين روز درمان ديده شد. گروه مورد آزمايش كه هم فيزيوتراپي و هم موسيقي براي درمانشان استفاده شد، در روز بعد از درمان، درد خيلي كمي را گزارش كردند. بعلاوه گروه مورد آزمايش در روز چهارم شروع درمان، بطور معنا داري شدت درد كمتري را حس مي نمودند. با ناباوري ديده شد كه بيماران نه تنها آرام مي شوند، بلكه رفتار منفي آنها كاهش يافته و در شرايط خاص، رفتار مناسب و بهتري از خود نشان مي دهند.
مدل تركيبي فقط منحصر به يك جنبه از درد نيست، بلكه راههاي مناسبتر دسترسي به درمان جامع را هم ممكن مي سازد. صدا و موسيقي خاص، اثر تركيبي بسيار بيشتري نسبت به ساير تكنيكهاي sensory - module دارند. تركيب موسيقي با فيزيوتراپي ممكن است تمام انواع درد را تحت تأثير قرار دهد كه تغيير رفتار را در همان زمان، ممكن و در نتيجه باعث ايجاد احساس بهبودي در بيمار مي گردد.