|
ایجاد دکترای حرفه ای فیزیوتراپی dpt
|
در زير، ليستی از آنچه دکترها معمولاً به بيمارانشان می گويند و منظور واقعی آنها از اين گفته ها آمده است:
١) «اين بيماری شما بايد فوری درمان بشه»
يعنی من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجهي اين بيماری خيلی ساده و سود آوره و بهتره زودتر ترتيبش رو بدم.
٢) «خوب، بگيد ببينم مشکلتون از کی شروع شد؟»
يعنی من از بيماريتون چيزی نفهميدم و ايده ای ندارم و اميدوارم شما خودتون سرنخی به من بدين.
٣) «يک وقت ديگه از منشی برای آخرهای اين هفته بگيريد.»
يعنی من امروز با دوستهام دوره دارم بايد برم. زودتر بزن به چاک.
٤) «هم خبرهای خوب و هم خبرهای بد براتون دارم.»
يعنی خبر خوب اينه که من بالاخره اون ماشينو می خرم و خبر بد اينه که پولش رو شما بايد بدين.
٥) «من به آزمايشگاه x اطمينان دارم. بهتره آزمايشهاتونو اونجا انجام بدين.»
يعنی من ٤٠ درصد از پول آزمايش بيمارانی که به اونجا معرفی می کنم را می گيرم.
٦) «دارويی که براتون نوشتم، داروی خيلی جديديه.»
يعنی من دارم يه مقالهي علمی می نويسم و می خواهم از شما مثل موش آزمايشگاهی استفاده کنم.
٧) «اگه تا يک هفته خوب نشد يک زنگی به من بزنيد.»
يعنی من نمی دونم بيماريتون چيه. شايد خودش خود به خود، تا يک هفته ديگه خوب بشه.
٨) «بهتره چند تا آزمايش تکميلی هم انجام بدين.»
يعنی من نفهميدم بيماريتون چيه. شايد بچه های آزمايشگاه بتونن کمک کنن.
٩) «اين بيماری الان خيلی شايعه.»
يعنی اين سومين مريضه که اين هفته داشتم، بايد حتماً امشب برم سراغ کتابهای پزشکی و در مورد اين بيماری مطالعه کنم.
١٠) «اگه اين عوارض از بين نرفته بود، هفتهي ديگه زنگ بزنيد وقت بگيريد.»
يعنی تا حالا مريضی به اين سمجی نداشتم. خدا را شکر که هفتهي ديگه مسافرتم و مطب نميام.
١١) «فکر نمی کنم رفتن پيش فيزيوتراپيست فايده ای داشته باشه.»
يعنی من از اين فيزيوتراپيستها نفرت دارم. نرخهای ما رو شکسته اند.
١٢) «ممکنه يک کمی دردتون بياد.»
يعنی هفتهي پيش دوتا مريض از شدت درد، زبونشون رو گاز گرفتند.
١٣) «فکر نمی کنيد اينهمه استرس روی اعصابتون اثر گذاشته باشه.»
يعنی من فکر می کنم شما ديوونه هستيد و اميدوارم بتونم يک روانشناس پيدا کنم که هزينه های درمانتون رو باهاش قسمت کنم.