|
ایجاد دکترای حرفه ای فیزیوتراپی dpt
|
در پاسخ به درخواستها سیزدهمین جلسه عمومی برای توصیف فیزیوتراپی، سازمان WCPT با هدف ایجاد ساختاری که انجمنهای عضو در قسمتهای مختلف دنیا بتوانند توصیفی از فیزیوتراپی هم ارز با نیازهایشان ارایه دهند، به مشورت پرداختند.
سازمان WCPT میخواهد از انجمنهای عضو حمایت کند نه این که آنها را یک شکل سازد. به همین دلیل تعریف زیر برای پاسخ به نیازهای مشخص اعضا ارائه شدهاست. که بیشتر یک بیانیهاست تا مصوبه و بنابراین برای تعدیلها و توسعه نیازهای آینده این حرفه فضای بازی میگذارد. تحقیقات جدید سبب کشف حقایق جدیدی میشوند که زمینه ساز روشهای درمانی آینده میباشند. این امر هیچ کجا بیش از درک ما از حرکات انسانی که اساس مهارتها و دانش یک فیزیوتراپیست را تشکیل میدهد، واضح نیست. مشخص است که یکتایی سهم فیزیوتراپی در مراقبتهای پزشکی در هزاره آینده باید به طور کامل تعریف شود.
فیزیوتراپی چیست؟
ماهیت فیزیوتراپی
فیزیوتراپی، فراهم کننده خدمات برای مردم و جمعیتها میباشد تا حداکثر حرکت و توانایی عمل(Movement and functional ability) را در طول دوران زندگی حفظ نماید ویا توسعه داده و به حال اول بر گرداند. فیزیوتراپی شامل ارایه خدماتی است به حرکت و عملکرد فرد میباشد که توسط فرآیند پیری یا صدمات و بیماریها، مورد تهدید قرار میگیرند. حرکت(Movement) کامل و کارامد در قلب چیزی قرار دارد که از آن به عنوان سلامتی نام برده میشود.
فیزیوتراپی به شناسایی و افزایش پتانسیلهای حرکتی برای بهبود، پیشگیری(Prevention)، درمان و نوتوانی، میپردازد. فیزیوتراپی شامل اثرات متقابل فیزیوتراپیست، بیمار وخانواده آنها و یا سایر افرادی میباشد که از بیمار مراقبت میکنند، بر یکدیگر میباشد، تا بتوانند پتانسیلهای حرکتی بیمار را ارزیابی کرده و در ایجاد اهداف مورد نظر همه با استفاده از دانش و مهارتهای ممتاز فیزیوتراپیست به توافق برسند.
دیدگاه منحصر به فرد فیزیوتراپیست از بدن و نیازها و پتانسیلهای حرکتی آن برای رسیدن به تشخیص و استراتژی درمانی نقش اساسی دارد و تثبیت کننده هر موقعیتی میباشد که در آن خدمات ارایه میشود. این شرایط با توجه به هدف فیزیوتراپی در بهبود سلامت، پیشگیری، درمانی و بازتوانی، متغیر است.
ماهیت فرایندهای فیزیوتراپی
فیزیوتراپی، خدمتی است که تنها توسط و یا با هدایت و نظارت یک فیزیوتراپیست صورت میگیردوشامل :بررسی، تشخیص، برنامه ریزی درمانی، مداخله و ارزیابی میباشد.
· بررسی (Assessment): شامل معاینه (Examination) انفرادی و گروهی نقصهای بالقوه یا بالفعل، محدودیتهای عملکردی، ناتواناییها، یا سایر مشکلاتی که توسط گرفتن تاریخچه، غربالگری و همچنین با استفاده از آزمایشات خاص و اندازه گیری و ارزیابی نتایج معاینات از طریق انالیز آنها در چهارچوب یک فرایند منطقی بالینی میتوان به آن پی برد.
· تشخیص (Diagnosis): از معاینات و ارزیابی آنها بدست میآید و بیانگر نتیجه حاصل از فرایند منطقی بالینی میباشد. تشخیص ممکن است به صورت نقص حرکتی بیان شود یا شامل دستههای مختلفی از آسیبها، محدودیتهای حرکتی، توانائیها/ ناتوانیها یا سندرمها باشد.
· برنامه ریزی (Planning): با تعیین نیاز به مداخله آغاز میشود و معمولا به ایجاد برنامهای برای مداخله ختم میشود که شامل اهداف نهایی قابل اندازه گیری که با بیمارخانواده یا فردی که از وی مراقبت میکند، قابل بحث میباشد.
· مداخلات (Intervention): انجام میشوند و برای رسیدن به اهداف توافق شده تغییر میابند و میتواند شامل :درمان با دست، بهبود حرکتی، استفاده از وسایل فیزیکی، مکانیکی و الکتریکی-درمانی، آموزش عملکرد، فراهم کردن وسایل کمکی و نحوه استفاده از آنها، راهنمایی و ارایه مشورت به بیمار، مستند سازی، هماهنگی و ارتباطات باشد. مداخلات همچنین ممکن است با هدف پیشگیری از آسیبها، محدودیتهای حرکتی، ناتوانیها یا صدمات صورت گیرند که در این صورت شامل بهبود و حفظ سلامتی، کیفیت زندگی و توانایی در تمام سنین و جمعیتها میباشد.
· ارزیابی(Evaluation): مستلزم انجام مجدد معاینات با هدف ارزیابی نتایج حاصل میباشد.
جایگاه درمان فیزیوتراپی در کجا قرار دارد؟
دامنه خدمات فیزیوتراپی
فیزیوتراپی یکی از بخشهای اساسی در سیستمهای ارائه دهنده خدمات مرتبط با سلامت میباشند. فیزیوتراپیستها به شکلی مستقل از سایر افرادیکه خدمات مرتبط با سلامت ارائه میدهند و بر طبق اصول برنامههای بازتوانی و نوتوانی، برای احیای مجدد عملکرد و کیفیت بهتر زندگی در افرادیکه بدون حرکت میباشند یا نقصهای حرکتی دارند، به کار میپردازند. فیزیوتراپیستها توسط اصول اخلاقی خودشان هدایت میشوند. بنابراین آنها ممکن است درگیر یکی از اهداف زیر گردند:
1. بهبود و حفظ سلامتی اشخاص و کل جامعه
2. جلوگیری از آسیبها و محدودیتهای عملکردی و ناتوانیها در افرادیکی در معرض خطر تغییر رفتارهای حرکتی به دلیل فاکتورهای مرتبط با سلامتی با پزشکی، عوامل تنشزای اجتماعی- اقتصادی و شیوه زندگی، قرار دارند.
3. انجام مداخلات برای احیای مجدد تمامیت سیستمهای اساسی بدن و مورد نیاز برای حرکت، افزایش عملکرد و بهبودی مجدد، به حداقل رساندن عدم ظرفیت مربوطه، و بهبود کیفیت زندگی در افراد و گروههایی میباشد که در اثر آسیبها، محدودیتهای حرکتی و ناتوانیها دچار مشکلات حرکتی گشتهاند.
مکانهایی که فیزیوتراپیست در آنها به کار میپردازد
فیزیوتراپیست ممکن است در مکانهای مختلفی برای رسیدن به اهدافش به کار بپردازد:
درمان و بازتوانی معمولا در جامعه و مراکز مراقبتی حاد انجام میشود که ممکن است شامل موارد زیر باشد، اما تنها به آنها محدود نمیشود.
· آسایشگاهها
· بیمارستانها
· مراکز نگهداری
· مراکز بازتوانی و اقامتگاهها
· مطب/ کلینیکهای خصوصی فیزیوتراپی
· درمانگاه بیماران سرپایی
· مراکز اجتماعی: مراکز مراقبتهای مرتبط با سلامتی اولیه، خانههای اشخاص (Individual Homes)،
مراکز آموزشی و تحقیقاتی
پیشگیری و بهبود سلامتی بیشتر در مکانهای زیر صورت می گیرد اگر چه این مراقبتها به صورت جزئی از درمان و نوتوانی در مراکز مراقبتی دیگر نیز ارائه میشوند.
· مراکز بهداشت حرفهای
· مدارس
· مراکز مراقبت از شهروندان سالمند
· مراکز ورزشی
· شرکتها و محلهای کار
· مکانهای عمومی (مانند تفرجگاهها) برای بهبود سلامت
چه چیز فیزیوتراپی را متمایز میسازد؟
فرضهایی که بنیان دانش و کاربرد فیزیوتراپی را میسازند
فرضهای زیر در این تعریف قرارگرفتهاند و بیانگر مبانی اساسی فیزیوتراپی میباشند.
· حرکت(Movement)
توانایی برای حرکت، یک عنصر اساسی در سلامتی و خوب زندگی کردن میباشد. حرکت وابسته به عملکرد هماهنگ تمامی اعضای بدن در سطوح مختلف میباشد.
حرکت هدفمند است و توسط فاکتورهای داخلی و خارجی تحت تاثیر قرار میگیرد.
فیزیوتراپی بر اساس نیازهای حرکتی و پتانسیلهای فرد طرح ریزی میشود.
· افراد
افراد میتوانند در پاسخ به فاکتورهای فیزیکی، روانی، اجتماعی و محیطی تغییر یابند.
جسم، روح و روان در دیدگاه افراد نسبت به خودشان تاثیر دارد و آنها را قادر میسازد که آگاهی خود را از نیازهای حرکتی و اهداف خود توسعه دهند.
اصول اخلاقی مستلزم آن است که فیزیوتراپیست استقلال بیمار یا ولی قانونی وی را برای انتخاب خدمات مورد نیاز به رسمیت بشناسد.
ارتباط دو طرفه
هدف ارتباط دو طرفه رسیدن به تفاهم دو جانبه بین فیزیوتراپیست و بیمار/خانواده وی یا شخصی که از وی مراقبت میکند و بخش مهمی از فیزیوتراپی را تشکیل میدهد.
ارتباط دو طرفه پیش نیاز ایجاد تغییرات مثبت در آگاهی بدنی و رفتارهای حرکتی میباشد که ممکن است سلامتی و زندگی را بهبود بخشد.
ارتباط دو طرفه اغلب مستلزم مشارکت بین تیمهایی با سطوح مختلف آگاهی است و تعیین کننده نیازها و اهداف جهت مداخلات و شناسایی فیزیوتراپی برای مشارکت فعال بیمار/خانواده وی یا شخصی که از وی مراقبت میکند، را در این فرایند، ایجاد میکند.
· استقلال حرفه ای
آموزشهای حرفهای، فیزیوتراپیستها را برای تبدیل شدن به افراد حرفهای مستقل، آماده میسازد. حفظ استقلال حرفه ای شخص فیزیوتراپیست حتی هنگامیکه با بیمار/خانواده وی یا شخصی که از وی مراقبت میکند، همکاری میکند تا به تشخیصی برسد که تعیین کننده مداخلات فیزیوتراپی مورد نیاز آنها میباشد، نیز ممکن است.
· تشخیص (Diagnosis)
تشخیص در فیزیوتراپی نتیجه یک فرایند منطقی بالینی میباشد که منجر به شناسایی آسیبها، محدودیتهای حرکتی و تواناییها/ ناتوانیهای بالفعل و بالقوه میشود.
هدف ازتشخیص، هدایت فیزیوتراپیستها در تعیین پیش آگهی و یافتن مناسب ترین استراتژی درمانی برای بیمارو اشتراک اطلاعات با آنها میباشد.
برای انجام فرایند تشخیص فیزیوتراپیستها ممکن است نیازمند به گرفتن اطلاعات اضافی از سایر متخصصین باشد.
چنانچه فرایند تشخیص باعث آشکار شدن یافتههایی شود که در حوزه دانش، تجربه یا تخصص فیزیوتراپیست نباشد، وی بیماررا به متخصص مناسب دیگری ارجاع میدهد.[۸]
مصوب
World Confederation for Physical Therapy
1999